اگه اشتباه نکنم سال ۸۱ بود که می رفتم کتابخونه امام خمینی قزوین تا جایی کهمغزم جواب می ده درس بخونم و خودمو برای کنکور آماده کنم .داخل کتابخونه یه کافینت بود که گاهی اقات می رفتم و با مسنجریاهو که اون موقع اولین انتخاب برای یه تفریحاینترنتی بود حال کرده باشم.
یه چیزایی از وبلاگنویسی و نوشتن چیزایی که دوست داری تو اینترنت می دونستم واینکه بقیه می تونن نوشته های تو رو بخونن شنیده بودم.می دونستم که می تونم  با پرشین بلاگ که تا اون موقع فقط همین سرویسدهنده رو می شناختم برای این کار استفاده کنم.
اون موقع  کامپیوتر نداشتم تا از خونهبخوام این کارو تجربه کنم .خب می تونین حدس بزنین که اولین جای که به فکرم رسیدهمون کافی نت تو کتابخونه بود.فکر کن رفتم کافی نت تا تو پرشین بلاگ ثبت نام کنم وبعد وبلاگ نویسی کنم .همین ثبت نام کردن دینمو در آورد ،حالا وبلاگنویسی پیش کش.اما یادمه تونستم به اسم خودم Saeid3یه خونه مجازی درست کنم.همین کار برام اون قدر لذت بخش بود که هر وقت می رفتم کافینت می رفتم داخل اکانتم و بدون اینکه چیزی بنویسم ازش خارج می شدم چوناصلا نمیدونستم که چی باید بنویسم. نمی دنم چی شد که این ذوق و شوق فقط همون یکی دو ماهدووم آورد چون بعد ها برام فقط یه خاطره شد و انگار هیچ علاقه ای به این مثلاوبلاگنویسی نداشتم  تا …
سال ۸۹ بود که دوباره به داشتن یه خونه مجازی فکر می کردم و این بار همه چیزبرای این کار آماده بود.این بار بلاگفا آماده میزبانی من بود .این بار انتخاب یهاسمی که دوست داشته باشم برام شده بود یه مشکل.هر اسمی که انتخاب می کردم باید یهوب توش داشته باشه.چرا نمی دونم.اول وبلاگین رو انتخاب کردم و انتخاب همین اسمباعث شد تا با وبلاگینا آشنا بشم و بقیه وبلاگ های آی تی نویس که باعث شد تا بهاین فکر کنم تا من هم مثل همونا در موردآی تی هر چی که بلد بودم تو وبم بیارم.
اما وبلاگین قبلا تو بلاگفا ثبت شده بود .بعد به فکر افتادم تا از یه اسمترکیبی استفاده کنم که نتیجش شد وب بلاگ فارسی.
بعد از تقریبا سه ما  احساس کردم کهبلاگفا خیلی هم نمی تونه اون انتظارایی که من دارمو برآورده کنه.به سرویس دهندههای زیادی فکر کردم و چون دیگه اون موقع می دونستم وردپرس خیلی دست وبنویس رو براینوشن باز میزاره و یه جورایی هر چی که برای اضافه کردن تو وبلاگ به فکرت می رسه روداره به همین دلیل به بلاگ ها که از سیستم مدیریت محتوای ورد پرسی استفاده می کردرفتم اما هنوز چند روز نشده پشیمون شدم چون خیلی محدود شده بود و اصلا اجازهویرایش قالب رو نمی داد و من که خیلی به تغییر قالب عادت داشتم ،خیلی زود تو ذوقمخورد.
این بار به بلاگر رفتم و این دیگه انتخاب اول و آخرم بود و همه جوره منو راضیمی کرد.
اون موقع همنوز می شد به بلاگر دسترسی داشت پس بدون هیچ مشکلی میشد بهش دسترسیداشت.یه چند ماهی بود که داشتم از این نوشتن تو وبلاگم لذت می بردم که اگه اشتباهنکنم روز ۲۱ بهمن بود که دیدم با آدری وبلاگم صفحه پیوند ها باز میشه!.هر چی فکرکردم نفهمیدم برا چی صفحه پربازدید پیوند ها به جای وبم داره باز میشه.دو روز بعدفهمیدم که غیر از من تمام بلاگری ها و ورد پرسی ها دارن صفحه پیوند ها رو میبینن.خب کاریش هم نمیشد کرد.این بار یه فکر دیگه زد به سرم .
وب بلاگ فارسی رو بردم رو دامین شخصی و بعد از دو روز وقتی دوباره وب خودم بازشد اون قدر ذوق زده شدم که انگار یه گمشده خیلی عزیز رو پیدا کردم . از اون روز بهبعد وب بلاگ فارسی به همین شکلی که می بینین داره کارشو ادامه میده و تو این مدتهم دوستای خوبی پیدا کردم که شاخص ترین اونا دوستای وبنویسم تو گویا آی تی هستن وهم خودم خیلی چیزا یاد گرفتم و دارم لذت می برم.
اما دلیل نوشتن پیدایش وب بلاگ فارسی به صورت یک خاطره ،شرکت در روز بلاگستانفارسی بود.
امسال متوجه شدم که از سال ۲۰۰۵ گروهی از وبلاگنویسان تصمیم گرفتند تا روزی رابه عنوان روز جهانی وبلاگ نامگذاری کنند و ۳۱ آگوست را که مصادف با ۹ شهریور بود،برای پاسداشت این روز انتخاب کردند. (۳۱og شبیه کلمه blog بود).
درست با فاصله یک هفته، اولین صفحه وب فارسی ، در سال ۸۰ ، با نام وبلاگ سلمان،توسط سلمان جریری  ایجاد شد که این نقطهشروع وبلاگ نویسی فارسی بود واز آن سال به بعد ۱۶ شهریور به روز تولد بلاگستانفارسی نامگذاری شد و همه ساله مطالب ویژه ای درباره این روز توسط وبلاگنویساننوشته می شود.

در روز جهانی وبلاگ ( ۹ شهریور) ،وبلاگ نویسان ۵ وبلاگ را که کمتر شناخته شدهترند را معرفی می کنند تا دیگران با این وبلاگ ها آشنا شوند .در ضمن چون فاصله روزجهانی وبلاگ (۹ شهریور) تا روز تولد بلاگستان فارسی(۱۶ شهریور) هفت روز است ،آنرابا با نام هفته وبلاگ نویسی گرامی می دارند.توضیحات تکمیلی را در تارنمای روز بلاگستان فارسی و پایگاه اطلاع رسانی جشنواره های فضای مجازی ببینید.
اما ۵ وبلاگی که در این پست برای شما معرفی می شنوند به این ترتیب هستند:

این وبلاگ از نگاه نویسنده: قابل توجه همه ی عزیزانی کهبه گاه نوشت های من لطف دارند: هیچ نیستم و هیچ ادعایی ندارم. هدفم از ساخت اینوبلاگ افزایش آمار بازدید و تعداد نظرات نبوده، نیست و نخواهد بود. تنها و تنهادوست دارم از هم بیاموزیم و البته بیشتر من از شما…پس اگر من به وبلاگ دوستی سرزدم و کامنت گذاشتم، انتظار کامنت متقابل ندارم. دوست دارم کسانی که به این جا میآیند، بخوانند و نظرات واقعی شان را بنویسند. انتظار تعریف و تمجید هم ندارم…پسفقط خواستم بدانید که هیچ کس مجبور به آمدن نیست. دوست دارم بهانه ای برای آمدنتانبه این جا نباشد به جز دلتنگی…و دیگر این که تمام مطالب این وبلاگ توسط خودمنوشته می شود، مگر آن قسمت هایی که نام نویسنده یا منبع ذکر خواهد شد.
کامنت هایی کهبه موضوع پست مربوط نباشند تایید می شوند اما جواب داده نمی شوند. دوستتان دارم،حتی اگر دوستم نداشته باشید
این وبلاگ از نگاه نویسنده:
عبدالقادربلوچ در دنیا به دنیا آمد اما بعدها که پدرش به زاهدان نقل مکان کرد او متوجه شدکه غیر از خاش دنیاهای بزرگتری هم وجود دارد. فعالیتهای قلمی خود را با مشق نوشتنبرای این و آن آغاز کرد. بعدها با نوشتن داستانهای پلیسی،عشقی که همکلاسیها ونامزدهایشان در آن نقش اول را داشتند حضور خود را در ادبیات دوران بلوغ پر رنگترکرد.

اولین وبلاگفارسی و اولین نوشته این وبلاگ:

weblog (وب نوشت) اصلا یعنی جی؟ 
وب نوشت بر وزن دست نوشت یک اصطلاح من در آوردی است! خیلی جدی نگیرید! اما weblog به وب سایت یا homepage ای میگن که شامل نوشته های شخصی یک نفر راجع به چیزها و نکات جالبی که میبینه یا بهشون فکر میکنه هست. weblog ها معمولا هر روز update می شوند. میتونید مجموعه ای از weblog کلی آدم رو در این قسمت از سایت google ببینید.
وب نوشت من شامل چه چیزهایی میشه؟
… از نکات جالبی که در طول روز از اینور و اونور می خونم و می شنوم … تا چیزهای جالبی که روی وب پیدا می کنم … تا فکرها و نکاتی که به ذهنم می آد … همه چی! …

ادامه وبلاگ ها در طول هفته وبلاگ نویسی معرفی خواهند شد…


نوشته شده توسط

تعداد مطالب ارسالی: 226

سعید امیرلو هستم از دیار قزوین پایتخت خوشنویسی ایران.متولد اول فروردین هستم ولی پادشاه فصل ها پاییز! از علایق من : اول فوتبال بعد از نت . در واقع بیشترین وقت منو کامپیوترمه که میگیره واگه روشن بشه معلوم نیست کی خاموش بشه. اونقدر تو سایت های مختلف ثبت نام کردمو پسورد های مختلفی دادم که گاهی چند پسوردو وارد می کنم تا وارد سایت دلخواهم بشه به خاطر همین پسورد هامو یادداشت کردم، فقط خدا کنه دزد خونمونو نزنه !